اینترنت ‌لاك پشتي و حلزونی برای کاربران ایرانی
بالا رفتن نرخ رشد جمعيت بدون ايجاد شرايط مناسب امكان‌پذير ...
كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد ر ...
اعمال نرخهای جدید سود بانکی بدون نیاز به حضور فیزیکی مشتر ...
نوجوانان زورگير زخمي جديد بر پيکر جامعه
حكايت یک تصویرسازی
فیس‌بوک تصاویر پاک شده کاربران را هم نگه می‌دارد
کاهش ارزش ريال ايران زائران عتبات را شوکه مي کند
پایین آمدن از پله بیشتر از بالا رفتن به زانو آسیب می‌رسان ...
ضبط وجوه مالي؛ تحريم جديد آمريكا
8 February 2012, چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ , ۱۶ ربيع الأول ۱۴۳۳
پيوندها ارسال خبر ارتباط با ما جستجوی پيشرفته آرشيو نسخه تلکس خبرنامه RSS
 
صفحه اصلی سياسی اجتماعی اقتصادی فرهنگي دانش و فناوري گزارش تصويری
داخلی     آرشيو خبر     امور فرهنگي
کد مطلب : 770
۰
توصيه مطلب 
آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت
اين مثل‌ها، همانندهاي مشابه هم دارند كه بعضي از آنها عبارتند از:آن ممه را لولو خورد. آن دخترها را گاو خورد. دنبه را گربه برد
تاريخ انتشار: چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۲۸
۱
نويسنده : محمدرضا سهرابي‌نژاد
 
آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت
تيترآنلاين - «آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت» از مثل‌هاي بسيار معروفي است كه داستانش در كتاب وزين كليله و دمنه چنين نقل شده است: «آورده‌اند كه مردي پارسا با بازرگاني ـ كه روغن گوسفند و شهد مي‌فروخت ـ همسايه بود. بازرگان هر روز از بضاعت خويش براي قوت روزانه زاهد چيزي مي‌فرستاد. زاهد از قوت روزانه مرحمتي مقداري را در سبويي مي‌كرد و به كناري مي‌گذاشت. تا اين‌كه سبو پر شد.

روزي از روزها كه به سبوي پر نگاه مي‌كرد، با خود گفت: اگر اين شهد و روغن را به ده درم بفروشم و با پولش پنج گوسفند بخرم، هر پنج گوسفند بزايند و از زايش آنها گله‌اي فراهم آيد و مرا پشتيبان باشد، بعد زني از خاندان اشراف بگيرم، بي‌شك پسري آورد كه نام نيكش نهم و علم و ادبش آموزم و اگر تمرد كند بدين عصا ادبش كنم. اين حرف آخرش چنان او را منقلب كرد كه ناگهان عصا بر گرفت و از سر غفلت بر سبوي آويخته زد. در حال، سبو بشكست و شهد و روغن درون آن فرو ريخت.»

مشابه اين مثل باز هم در فرهنگ كوچه و بازار هست. مثل آن مثل معروف «دنبه را گربه برد» كه مولانا جلال‌الدين آن را در ضمن داستاني اين طور بيان كرده است: مردي نادار دنبه‌اي يافته بود و با آن هر روز سبيل خود را چرب مي‌كرد و به ميان مردم مي‌رفت و دست بر سبيل خود مي‌كشيد تا چنين بدانند كه او نيز از غذاي چرب و شيرين خورده است؛ تا كه روزي از روزها كه باز ميان مردم رفته بود و خودنمايي مي‌كرد، فرزند خردسالش دوان دوان ‌آمد و...

گفت: آن دنبه كه هر صبحي بدان

چرب مي‌كردي لبان و سبلتان

گربه آمد ناگهانش در ربود

بس دويديم و نكرد آن جهد، سود

آري؛ آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت و آن دنبه را گربه برد؛ مثل‌هايي است كه امروزه نيز در زبان مردم اين مرزوبوم ساري و جاري است و وقتي مصداق پيدا مي‌كند كه با سپري شدن وضعي، وضع بدتر و سخت‌تري جايگزين آن شود.

اين مثل‌ها، همانندهاي مشابه هم دارند كه بعضي از آنها عبارتند از: آن كه فيل مي‌خريد رفت./ آن دكان برچيده شد/ آن ممه را لولو خورد./ آن دخترها را گاو خورد./ آن كاروان كوچيد./ و...
Share/Save/Bookmark
نظرات بينندگان:   ۱ نظر انتشار يافته    ۰ نظر در صف انتشار    ۰ نظر غيرقايل انتشار
Iran, Islamic Republic of
۱۳۸۹-۰۵-۲۷ ۰۸:۳۰:۲۱
تفسير برخي صحبتهاي سياسيون بود يا همينطوري نوشتيد (914)
پاسخ به اين اظهار نظر
۰۰
 
بالا رفتن نرخ رشد جمعيت بدون ايجاد شرايط مناسب امكان‌پذير نيست
کاهش ارزش ريال ايران زائران عتبات را شوکه مي کند
اگر هزینه ها دو برابر درآمد جامعه باشد با حذف ۴ صفر از پول ملي کار مفیدی انجام نمي شود
كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد رقابت سختي خواهيم كرد
اعمال نرخهای جدید سود بانکی بدون نیاز به حضور فیزیکی مشتری
ضبط وجوه مالي؛ تحريم جديد آمريكا
علیرضا عصار:فضای بازار موسیقی به قدری خراب است که ترجیح می‌دهم فعلا سکوت مطلق داشته باشم!
عصر رفاقت های شارژی
لیست معروفترین عقاید خرافی انگلیسی‌ها
گاهي واژه‌هاي مصوب تلفظ‌شان سخت‌تر از واژه‌هاي خارجي است
مسئولان رسانه ملی چشمشان را بر واقعیت‌های موسیقی روز جامعه بسته‌اند
موش‌ها از شهرداری راضی‌اند...!
 
صفحه اصلی پيوندها ارسال خبر ارتباط با ما جستجوی پيشرفته آرشيو نسخه تلکس نسخه موبايل RSS
سياسی اجتماعی اقتصادی فرهنگي دانش و فناوري

تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع بلامانع است.

Copyright©2009- Titronline.ir, All Rights Reserved. info@Titronline.ir

توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“