اینترنت ‌لاك پشتي و حلزونی برای کاربران ایرانی
بالا رفتن نرخ رشد جمعيت بدون ايجاد شرايط مناسب امكان‌پذير ...
كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد ر ...
اعمال نرخهای جدید سود بانکی بدون نیاز به حضور فیزیکی مشتر ...
نوجوانان زورگير زخمي جديد بر پيکر جامعه
حكايت یک تصویرسازی
فیس‌بوک تصاویر پاک شده کاربران را هم نگه می‌دارد
کاهش ارزش ريال ايران زائران عتبات را شوکه مي کند
پایین آمدن از پله بیشتر از بالا رفتن به زانو آسیب می‌رسان ...
ضبط وجوه مالي؛ تحريم جديد آمريكا
9 February 2012, پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ , ۱۷ ربيع الأول ۱۴۳۳
پيوندها ارسال خبر ارتباط با ما جستجوی پيشرفته آرشيو نسخه تلکس خبرنامه RSS
 
صفحه اصلی سياسی اجتماعی اقتصادی فرهنگي دانش و فناوري گزارش تصويری
چاپلوسی ،صفت سگان است
مناظره، بر سر خدمت يا خیانت رضاخان
۱.   صرفا جهت اطلاع : هجوم نبوغ بعضی ها !!
۲.   رهبر انقلاب: در کشوري که کاملا آرام و امن است بحراني وجود ندارد اما دشمنان مدام از آن حرف مي زنند
۳.   حكايت یک تصویرسازی
۴.   كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد رقابت سختي خواهيم كرد
داخلی     آرشيو خبر     سياست داخلي
کد مطلب : 138
۰
توصيه مطلب 
روايتي از تاريخ ؛ يک مشت احمق چاپلوس و کودن در اطراف من بودند
رضا خان: يک مشت احمق چاپلوس وکودن دراطراف من بودند که بلااستثناء همه اعمال ورفتارمرا تاييد مي کردند.
تاريخ انتشار: شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۹
روايتي از تاريخ ؛ يک مشت احمق چاپلوس و کودن در اطراف من بودند
تيترآنلاين - بايد عرض کنم مردم نه تنها از استعفاي رضا و رفتن او از مملکت ناراحت نشدند و در برابر مداخله متفقين براي مجبور کردن رضا به استعفا عکس العمل نشان ندادند، بلکه در کمال چشم سفيدي ابراز خوشوقتي و خوشحالي هم کردند و روزنامه ها هم که تا سوم شهريور 1320 دعاگوي رضا بودند شروع به هتاکي و فحاشي نمودند! رضا از اين تغيير حالت مردم خيلي ناراحت بود. آقاي «محمود جم» که پيرمرد سرد و گرم چشيده اي بود به رضا گفت که نبايد ناراحت باشد اين خاصيت عوام است که در ايام قدرت حکام مجيزگوي آنها هستند و در ايام ضعف پنجه به روي آنها مي کشند! 

در اين مسافرت کلارمونت اسکرين از کارکنان کنسولگري انگليس در کرمان که خيلي روان فارسي صحبت مي کرد همراه ما بود و فوق العاده احترام و تکريم مي کرد و تمام تلاش و سعي او اين بود که رضا احساس راحتي کند. قرار ما اين بود که به جزيره موريس برويم. 

آقاي کلارمونت اسکرين بعدها کنسول انگلستان در تهران و وزير مختار انگلستان در تهران شد و از پادشاه انگلستان عنوان پرطمطراق «سر» گرفت. رضا از احترام اسکرين خيلي راضي بود واسکرين شب ها در کابين رضا مي نشست و براي او از تاريخ ايران صحبت مي کرد. شب دوم رضا مرا هم صدا کرد تا کنارش بنشينم و داستانهاي اسکرين از تاريخ ايران را گوش کنم. 

واقعاً جالب است که يک انگليسي مثل بچه هاي جنوب شهر تهران فارسي حرف بزند و بهتر از هر ايراني تاريخ مملکت ما را بداند. رضا خيلي از دامنه اطلاعات اسکرين تعجب کرده بود. يک شب به من گفت بيخود نيست که اينها بردنيا حکومت مي کنند.اسکرين علاوه بر فارسي به زبانهاي اردو که مخصوص هندي ها بود و زبان پشتو که مخصوص افاغنه بود و زبان ترکي هم خيلي عالي حرف مي زد. (با خود من ترکي صحبت مي کرد که نگو و نپرس). 

چون خيلي با ما خودماني شده بود. يک شب رضا روي عرشه کشتي ازاو پرسيد چرا انگليسي ها مصرانه از او خواستند تا خاک ايران را ترک کند. 

اسکرين گفت: اين کمترين تنبيهي است که لندن براي اعليحضرت رضا شاه درنظر گرفته است. ما انگليسي ها خيلي وفادار هستيم. با آنکه اعليحضرت رضا شاه نسبت به انگلستان کم لطفي کرده و در ميانه راه خود را به آلمان نزديک کردند معهذا انگلستان حاضرنشد اعليحضرت را مجازات جدي کند. اميدوارم در آينده اعليحضرت محمدرضا وليعهد جبران مافات کرده و در برابر اين گذشت و بزرگواري دولت فخيمه انگلستان خدمتگزار صادق پادشاه انگلستان باشند. 

در طول سفر کلارمونت اسکرين خيلي معلومات به ما مي داد؛ تا اينکه يک روز رضا به او گفت به خدا قسم که اگر مثل تو يک نفردر دربار خود داشتم سرو کارم به امروز نمي کشيد. 

يک مشت احمق چاپلوس وکودن دراطراف من بودند که بلااستثناء همه اعمال ورفتارمرا تاييد مي کردند.
رضا مطابق عادت مألوف صبح ها که ازخواب بلند مي شد به اندازه يک پشت ناخن ترياک استعمال مي کرد و ايضاً شب ها هم! 

ملوانان هندي که با ترياک آشنا بودند وقتي بوي ترياک ازکابين رضا بيرون مي زد پشت درکابين ازدحام مي کردند تا از بوي ترياک کيفور شوند! کاپيتان انگليسي و يکي دو صاحب منصب عمده هم که با رضا طرح دوستي ريخته بودند به کابين او مي رفتند و يکي دوبست مي زدند.فايده اين مسافرت يکي هم اين بود که چند نفر ازخدمه «کشتي بندرا» تا رسيدن ما به مقصد ترياکي شدند! وقتي به بمبئي رسيديم به يک کشتي بزرگتر به نام «برمه» منتقل شديم. 

کشتي برمه يازده هزارتني وازنظر ظاهربيشتراز دو برابر کشتي قبلي ما به نظر مي رسيد. اين کشتي عظيم متعلق به شرکت هندرسون انگليس بود که رضا هم مقداري از سهم آن را درگذشته خريده بود، و در واقع رضا از سهامداران اصلي خط کشتيراني هندرسون بود. چند نفر از پارسيان هندوستان هم جزو سهامداران اين خط کشتيراني بودند.
منبع : خاطرات تاج الملوک همسر رضا شاه
Share/Save/Bookmark
بالا رفتن نرخ رشد جمعيت بدون ايجاد شرايط مناسب امكان‌پذير نيست
کاهش ارزش ريال ايران زائران عتبات را شوکه مي کند
اگر هزینه ها دو برابر درآمد جامعه باشد با حذف ۴ صفر از پول ملي کار مفیدی انجام نمي شود
كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد رقابت سختي خواهيم كرد
اعمال نرخهای جدید سود بانکی بدون نیاز به حضور فیزیکی مشتری
ضبط وجوه مالي؛ تحريم جديد آمريكا
كاتوزيان: آنها كه نخواستند نام ما در ليست‌شان قرار گيرد رقابت سختي خواهيم كرد
حكايت یک تصویرسازی
رهبر انقلاب: در کشوري که کاملا آرام و امن است بحراني وجود ندارد اما دشمنان مدام از آن حرف مي زنند
صرفا جهت اطلاع : هجوم نبوغ بعضی ها !!
علوي گرگاني: فکر نکنيد صرف اينکه سپاهي هستيد مواخذه نمي‌شويد
وظيفه اصلي رسانه ملي رفتن به دل بحران است نه گوشه اي کز کردن و عبور بي صدا از مسايل
 
صفحه اصلی پيوندها ارسال خبر ارتباط با ما جستجوی پيشرفته آرشيو نسخه تلکس نسخه موبايل RSS
سياسی اجتماعی اقتصادی فرهنگي دانش و فناوري

تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع بلامانع است.

Copyright©2009- Titronline.ir, All Rights Reserved. info@Titronline.ir

توليد شده توسط نرم افزار جامع ”استوديو خبر“