يادداشتي درباره پدري که دخترانش را کشت:اين توحش از کجا آمده؟

مصطفي صادقي

خبرگزاري آريا , 14 آبان 1390 ساعت 9:26

در اين که رسانه ملي و ساير رسانه هاي کشور به هزار و يک دليل آنقدر ضعيف عمل کرده اند که يک شبکه با چند فيلم بي سر و ته و چند مجري لامذهب و داراي مشکل از آن سر دنيا اوقات فراغت مردم را پر کرده اند اصلا حرف و شکي نيست


ديروز يکي از خبرنگاران فيلمي را براي من آورد که گويا چند روزي است در فضاي سايبري به اصطلاح share مي شود. فيلمي که عنوانش اين بود:"پدري که 3 دخترش را کشت".
هرچند من و همکارانم در رسانه ها به سبب شغلي که داريم مجبوريم اخبار و گزارش هايي از اين دست که اتفاقا از انواع مختلفش کم هم نيست به صورت روزانه بخوانيم يا در موردش کار کنيم اما من معمولا ترجيح مي دهم فيلم ها يا احيانا گزارش هاي تصويري از اين دست را نبينم.
اما اين مورد برايم بسيار متفاوت بود. داشتم فکر مي کردم چه طور ممکن است پدري دخترش را بکشد.
شنيده و خوانده بودم گاهي از سر فقر يا در برخي مناطق کشور به دليل مسايلي خاص از اين اتفاقات مي افتد اما اينکه پدري 3 دخترش را به گلوله ببندد ...
فيلم بسيار کوتاه بود. يکي از دخترها در حال فيلمبرداري {احتمالا با گوشي موبايل}است دختر ديگري کنار ماشين ايستاده دختري که گويا از آن دو خواهرش بسيار کوچکتر است از مسيري دورتر در حال نزديک شدن به خواهرانش و پدرش است. مرد در حالي که تفنگي در دست دارد که احتمالا کلاشينکف است آن را به سمت دختر کوچک نشانه مي رود و دخترک ناباورانه در حالي که دست بر شکمش و جاي اصابت گلوله دارد با نگاهي عجيب به پدر بدون اينکه صدايش بيرون بياد نقش زمين مي شود. دختري که در حال فيلمبرداري است و آن خواهر ديگرش ناباورانه فرياد مي کشند. پدر بلافاصله رو به دختري که نزديکتر است مي کند و او را هم با شليک گلوله از پاي در مي آورد دست آخرهم خواهر سوم را به شيوه دو خواهر قبلي مي کشد.
بارها و بارها اين فيلم را ديدم. تو گويي من هم دچار جنون شده بودم. ديوانه وار فيلم را نگاه مي کردم و در جستجوي يافتن "علت" آري علتي کوچک از چشمان آن مرد بودم.
چه مي شود که يک مرد يک انسان 3 دخترش را يکي پس از ديگري مي کشد.
اين سوال برزگي است که هنوز جوابي کامل براي آن نيافته ام.
کمي که فکر کردم به ياد روزهاي نخستين سال نود افتادم .
روزي که محمدپارسا، كودك چهارساله قرباني كودك‌آزاري از سوي والدينش شد. روزي که او ديگر زنده نبود .
ياد روزي که «هانيه» كودك هشت ساله قرباني كودك آزاري شد.
ياد نيما پسر بچه‌اي چهارساله که به علت صدمات ناشي از ضرب و جرح شديد توسط والدينش در حال مرگ بود.
ياد روزي که ... پارسا را هم والدينش کشتند او اما زجر کش شد و مرد، اما اين 3 دختر در کمتر از 20 ثانيه...
تشابهشان اما اين بود که همه توسط والدينشان کشته شدند.

راستي اين توحش از کجا آمده است؟
اگر بخواهيم دنبال علت بگرديم کار سختي نداريم مثل هميشه با يک کارشناس صحبت مي کنيم او هم يا تقصير ماهواره مي اندازد ؛ فارسي وان و زمزمه و من وتو و يا اگر خيلي نخواهد سختي بکشد همه را تقصير مواد مخدر و احيانا شيشه مي اندازد.همين وخلاص.
خياله همه هم راحت مي شود.
در اين که رسانه ملي و ساير رسانه هاي کشور به هزار و يک دليل آنقدر ضعيف عمل کرده اند که يک شبکه با چند فيلم بي سر و ته و چند مجري لامذهب و داراي مشکل از آن سر دنيا اوقات فراغت مردم را پر کرده اند اصلا حرف و شکي نيست .در اين که آنقدر برنامه ها و فيلم هاي ضعيف ساخته ايم که جوانان ما ترجيح مي دهند برنامه مسابقه دختران و پسران در ترانه خواني {از قلب مملکتي که سالهاي سال استعمارش را بر ما تحميل کرده بود }تماشاکنند شکي نداريم اما...
براستي چه کسي باور مي کند آن مرد در زندان فارسي وان و امثالهم ديده باشد يا مثلا آن مادر در آن شهرستان دورافتاده با آن وضعيت بد مالي شيشه کشيده يا برنامه و فيلم هاي بي سر وته فارسي وان را ديده باشد.
اوضاع خيلي بدتر از اين هاست .براي مثال مي پرسم در يک مورد آقايان مسوول که اين همه کار سلبي کردند و گفتند اين کار و آن کار را نکنيد اين را و آن را نبينيد اين را و آن را نپوشيد چه قدر کار ايجابي کردند . چه قدر آمدند روي فرهنگ و حوزه بهداشت رواني و تربيتي اين مملکت کار کردند. آقايان اين جوانان اين پدر و مادر هاي جواني که اين کار را کردند محصول کارهاي فرهنگي شماهستند. حالا اينجا نبايد شانه خالي کنيم بگوييم ما نبوديم .از بد حادثه اين بار مقصر نه آن سوي مرزها که همين جاست . آري ما خودمان مقصريم ما خودمان متهمميم.
کم گذاشتيم براي فرهنگمان.اين فرهنگ توحش مال مانيست .خوب نگاه کنيد به جامعه .خيلي فاصله گرفته ايم از ايراني بودنمان از اسلامي بودنمان از خودمان.
بايد روي خودمان کار کنيم . بايد باز هم ايراني شويم بايد باز هم اسلامي شويم.
بايد اين قدر تمدن ديرينه امان را سپري نسازيم براي کم کاري و ضعف در حوزه هاي بهداشت رواني و تربيتي . مردم ما غير از نهي از منکر به امر به معرف هم احتياج دارند .مردم ما به الگو احتياج دارند .
{راستي نام آن کودکاني که بردم بعضي شان حالا مرده اند و البته کم نيستند دختران و پسرکان مظلومي که توسط والدينشان مورد شکنجه قرار گرفته اند و هنوز جاي شکنجه هاشان که ما اصطلاحا از آن به عنوان کودک آزاري ياد مي کنيم بر بدن نحيفشان باقي است.}


کد مطلب: 3457

آدرس مطلب: http://titronline.ir/vdca.mnek49ny05k14.html?3457

تيترآنلاين
  http://titronline.ir