تيترآنلاين 11 مرداد 1391 ساعت 13:27 http://titronline.ir/vdch.znmt23nvvftd2.html?5010 -------------------------------------------------- عنوان : بانوان محترم! آقایان را از ازدواج، فراری ندهید -------------------------------------------------- کسانی که این قانون را وضع کرده‌اند از کیسه خالی شوهران برای خانمهای شریف و زحمتکش ایرانی صدقه جمع کرده‌اند؟ متن : در سلسله مقالاتی که خانم کارشناس ارشد حقوق خصوصی در روزنامه قدس زیر عنوان اجرت المثل می‌نویسند، آورده شده بر اساس تبصره یک ماده 236 قانون مدنی، پختن غذا، نظافت خانه، نگهداری فرزند، شست و شوی لباس و موارد مشابه جزو وظایف زن در زندگی مشترک نیست ... اگر هم زنی این کارها را انجام بدهد می‌تواند از شوهرش دستمزد بگیرد که به آن «اجرت المثل» می‌گویند. باز خانم مرقوم فرموده‌اند؛ در زمان طلاق زن می‌تواند علاوه بر مهریه و نفقه گذشته در زمان زندگی مشترک و دیگر حقوق واجب زن، اجرت المثل را هم دریافت کند، مثلاً بگوید ظرف 10 سال زندگی مشترک، بنده چهار هزار و ششصد و هفده مورد ناهار و سه هزار و هفتصد و سیزده مرتبه شام پختم، دو هزار و پانصد دفعه کهنه بچه را شستم، ده هزار مرتبه اتاقها را جارو کشیدم، 25000 دفعه بچه‌ها را شیر دادم، 3000 مرتبه لباسها را شستم و اتو کشیدم، به عبارتی اجرت المثل من می‌شود سی میلیون تومان که چون پول کشور مرتباً در حال تنزل است اکنون شده 90 میلیون تومان. با آن مهریه 1000 سکه‌ای در وجه اینجانبه کارسازی بفرمایید! خانم فریماه میرزایی نمی‌دانم تا به حال سری به دادگاه‌های خانواده زده‌اند؟ می‌خواهم به آن خانمهای نماینده مجلس که در مدت این هشت دوره به فکرشان نرسید برای زنان بی‌سرپرست که از فقر به فساد می‌گرایند فکری بکنند و یا برای بیمه زنان غیرمشاغل اندیشه‌ای ارایه دهند و فقط یکی از پیشنهادهایشان این بود، زنان متهم را با چادر رنگی به دادگاه بیاورند یا ملحفه سرشان بکشند، پیشنهاد می‌کنم بد نیست در این جور قوانین و تبصره‌ها بابت موارد زیر هم اجرت المثل بگذارند: 1- زحمت چای آوردن برای خواستگار در مجلس خواستگاری! 2- اجرت المثل بله گفتن زمان عقدکنان و اینکه عروس ناز می‌کند و می‌گویند رفته گل بچیند! 3- زحمت بارداری و زایمان! 4- زحمت شیردادن به نوزاد! 5- زحمت شستن کهنه او! 6- زحمت چای آوردن برای شوهر! 7- زحمت سر و کله زدن با کودکی که به دبستان می‌رود! 8- زحمت چیدن بشقاب روی میز یا سفره! 9- زحمت آوردن دیگ آبگوشت و کماجدان از آشپزخانه به اتاق نشیمن! 10- زحمت به گرمابه رفتن و حمل بقچه حمام! 11- زحمت مهمانی دادن! 12- زحمت تحمل مادر شوهر و پدر شوهر! 13- زحمت جواب دادن به شوهر خسته از کار دوم و سوم برگشته. 14- زحمت لبخند زدن به فامیل شوهر! 15- زحمت گاهی تسلی دادن به شوهر در مصایب و بدبختی‌ها و بی‌پولی‌ها و دست نوازش به سر او کشیدن! من نمی‌دانم این قانون کذایی که در اتاقها و کمیسیونهای در بسته وضع شد و لابد شاهکار خانمهای نماینده مجلس بوده تا چه حد در عمل قابل اجراست. یک مرد بدبخت با این حقوق فکسنی باید کنیز و غلام هم استخدام کند که این وظایف را انجام دهند؟ تازه آمدیم آقایان خواستند اجرت المثل به خانمهایشان بدهند؟ از کجا بیاورند؟ دولت اگر خیلی دلش برای خانواده‌ها می‌سوزد، چرا حقوق بازنشستگان را اینقدر ناچیز می‌دهد؟ سالها پیش استاد نازنینی داشتیم که می‌فرمود: شوهر، جاندار بدبخت و بیچاره‌ای است که هیچ جمعیت حمایت از جانداران از او حمایت نمی‌کند! حقیقتاً مسخره است. کسانی که این قانون را وضع کرده‌اند از کیسه خالی شوهران برای خانمهای شریف و زحمتکش ایرانی صدقه جمع کرده‌اند؟ آنان با فکر مادی و کاسبکارانه خود ارزش کدبانوی ایرانی را تا حد یک پیشخدمت و گارسون پایین آورده‌اند. اینگونه افکار به دوران کنیزداری خلفای عباسی و عثمانی تعلق دارد نه مردان و زنان قرن بیست و یکم. زنان شوهردار ایرانی گماشته و کلفت نیستند که حضرات قانونگذار محض خوشامد چند خانم نماینده برای آنان حقوق ماهانه ترتیب می‌دهند که به زور از شوهر بدبخت و حقوق بگیر، مطالبه کند و سر همین مطالبات بی‌مورد دعواهای خانوادگی آغاز شود و به طلاق و جدایی بینجامد. زنانی که بیست سال، سی سال، چهل سال وفادارانه در خانه با زوج خود زندگی کرده و فرزندان فرهیخته تحویل جامعه داده‌اند در قالب مادی و سخیف و مبتذل حقوق بگیر نمی‌گنجند. تمام گنجهای جهان در برابر زحمات زنان کدبانو و مادران شایسته ایرانی بی‌ارزش است. خانمهای نماینده که الحمدلله سالهاست صدایشان را از تریبون مجلس نشنیده‌ایم بنشینند و فکری برای زنان بی‌سرپرست، دختران فراری از خانه. اطفال یتیم، زنان زشتکار که از بی‌پناهی و فقر به فساد گراییده‌اند و جمعیتهای خیریه حامی زنان بکنند. اجرت المثل پیشکش‌شان! تازه هیچ فکر کرده‌اید که تصویب و تبلیغ چنین قانونهایی چقدر در گریز جوانان و ترس آنها از ازدواج، مؤثر