تيترآنلاين 2 آبان 1390 ساعت 8:08 http://titronline.ir/vdcg.y9wrak9wzpr4a.html?3390 -------------------------------------------------- عنوان : ليبي پس از قذافي -------------------------------------------------- برخي از كشورهاي آفريقايي از مرگ قذافي ناراحت هستند زيرا بسياري از اين كشورهاي آفريقايي با تمسك به ايده آفريقاي متحد كه مورد نظر قذافي بود، توانستند از قذافي امكانات مالي و سياسي دريافت كنند متن : ليبي بعد از چهار دهه حكومت ديكتاتوري قذافي ، اكنون دوره جديدي را آغاز كرده كه اگرچه راهي به سوي حاكميت بر سرنوشت خويش است اما در اين راه شرايط ويژه اي را طي مي كند زيرا غرب تلاش دارد با اختلاف در جامعه اي كه هنوز نهادهاي مدني ندارد، انقلاب ليبي را به نفع خود مصادره كند. به گزارش ايرنا،از زماني كه پيروزي انقلاب ليبي اعلام شد و همه هيجانات دوران مبارزه عليه 'معمر قذافي' پايان يافت و كارشناسان را به تحليل و پيش بيني آينده اين كشور كشاند. براساس اعلام رهبران جديد ليبي، هم اكنون راه براي انجام انتخابات در اين كشور كه ماه ها درگير زدوخوردهاي خونين بود آماده مي شود. رسانه هاي غربي از هم اكنون سايه هاي ترديد را بر اين پيروزي گسترانده اند و در مورد نحوه كشته شدن قذافي مباحثي را مطرح كردند. در همين حال شوراي انتقالي ملي ليبي اعلام كرد تا يك ماه ديگر دولت موقت را معرفي كرده و تا 8 ماه مجلس قانونگذاري را معرفي و مقدمات را براي انتخابات رياست جمهوري و مجلس اين كشور آماده مي كند. محمود جبريل نخست وزير ليبي اعلام كرده است براي اجراي اين برنامه ها به زودي استعفا مي دهد. جبريل با بيان اينكه بايد هرچه سريعتر اسلحه ها جمع آوري شود تاكيد كرد كه مردم ليبي بايد گذشته سخت خود در دوران قذافي را به ياد داشته باشند و راه را براي آينده اي متفاوت آماده كنند. **تلاش براي ايجاد امنيت رويترز نيز به نقل از'محمود جبريل' نخست وزير ليبي عنوان كرد كه اولويت شوراي انتقالي ليبي جمع آوري اسلحه ها است. وي گفت ايحاد نظم و امنيت در ليبي و آماده كردن فضاي اين كشور براي آشتي ملي اهميت بسياري دارد. رويترز نوشت ايحاد امنيت نيازمند آن است تا شوراي انتقالي بين نيروهاي ليبرال اسلام گرا و قبيله هاي اين كشور مصالحه اي را ايجاد كند. وي خطاب به كشورهاي شمال آفريقا كه در زمان قذافي از درآمدهاي نفتي اين كشور كمك هايي را دريافت مي كردند نيز گفت كه به دنبال منافع درآمدي جديد باشند زيرا ليبي بيش از 60 درصد منابع خود را در زمان قذافي استفاده كرده است. وي گفت: 'ما فرصت هاي اندكي داريم و بايد از اين زمان براي بازسازي سريع اقتصاد استفاده كنيم.' سايت الجزيره نيز نوشت با مرگ قذافي شرايط براي دخالت در آفريقا مهيا مي شود كه در آن حكمرانان با رقيبان تازه اي روبرو مي شوند. **رسانه هاي غربي : ناراحتي برخي كشورهاي آفريقايي از مرگ قذافي در همين رابطه به نوشته رسانه هاي غربي، برخي از كشورهاي آفريقايي از مرگ قذافي ناراحت هستند زيرا بسياري از اين كشورهاي آفريقايي با تمسك به ايده آفريقاي متحد كه مورد نظر قذافي بود، توانستند از قذافي امكانات مالي و سياسي دريافت كنند. روزنامه نيويورك تايمز نوشت برخلاف بسياري از كشورها در آفريقا مردم عزادار هستند. آن ها نيز خود را همان يك درصد ناراحت از مرگ قذافي مي دانند زيرا زنده بودن قذافي براي آن ها فوايد بسياري داشت. مردم اوگاندا اعتقاد دارند قذافي كشورشان را دوست داشت زيرا قذافي علاوه بر اينكه بر ساخت اماكن و ايجاد زيرساخت ها، ماهيانه در ميان بسياري از افراد در اين كشورها، به عنوان حقوق، پول پخش مي كرد. يكي از سناتورهاي مجلس نيجريه نيز اعتقاد دارد قذافي بهترين رهبر آفريقا بود. به نوشته اين روزنامه، قذافي نه تنها در امور مالي اين كشورها دخالت داشت بلكه در امور سياسي آن ها نيز مداخله مي كرد. وي حداقل در 12 كودتا در آفريقا نقش آفرين بود. رويترز نيز نوشت مرگ قذافي براي همسايگان جنوبي اين كشور به معني تغييرات بسيار است زيرا تاكنون قذافي خود را به عنوان شاهنشاه آفريقا مي دانست و اكنون ديگر وجود ندارد. ** مشكلات ايجاد شده از سوي قذافي در افريقا به رغم آنچه رسانه هاي غربي مي گويند قذافي فردي بود كه در كشورها منازعه اي را ايجاد مي كرد و سپس به آن ها كمك نمي كرد آن را حل كنند. براي نيجر كه درگير خشكسالي است نيز سقوط قذافي معني ديگري دارد زيرا از يك طرف اين كشور پذيراي نزديكان قذافي بوده است و همين موضوع باعث تنش اين كشور با رهبران جديد ليبي شده است. سنگال ديگر كشور افريقايي است كه تحت تاقير سرنگوني قذافي قرار مي گيرد. البته اين كشور از اولين كشورهايي است كه از شورشيان(انقلابيون) حمايت كرد و اعلام كرده بود كه قذافي مي تواند با كناره گيري داوطلبانه از قدرت از پايان دردآوري رهايي يابد. **لزوم وحدت گروه ها و قبايل در ليبي روزنامه هافينگتون پست چاپ آمريكا نيز در مقاله اي اينگونه آاورده است كه مرگ ديكتاتور ليبي مي تواند آغازي براي درگيري هاي بيشتر در اين كشور باشد. اين مقاله شوراي انتقالي را ائتلاف شكننده اي از چند گروه مخالف قذافي عنوان كرد كه هريك از اين گروه ها، از قبايل مختلف با منافع متفاوت هستند و تعيين جانشين قذافي موجب درگيري هاي داخلي شديدي ميان اين گروه ها و قبايل مي شود. اين مقاله با بيان اينكه ليبي به سه بخش سياسي و جغرافيايي متمايز تقسيم مي شود كه از لحاظ فرهنگي و اجتماعي تفاوت هاي بسياري دارند و شورشيان هر منطقه بخشي از اين كشور را مغلوب ساخته و فتح كردند و در پيروزي نقش داشتند لذا خواهان سهم در آن خواهند بود. اين روزنامه به خلاء قدرت در رهبري جديد ليبي اشاره كرده و مي نويسد از هم اكنون ترديدها و پرسش ها در مورد جانشيني براي حكومت قذافي آغاز شده است و اين تنش از تعيين فرمانده نيروهاي نظامي شوراي انتقالي آغاز شد. از آنجا كه وي فرمانده گروه اسلامگراي مبارزان ليبي بود برخي به دليل هراس از افزايش قدرت اسلامگراها، با وي به مخالفت پرداختند. در پي اين اختلافات بود كه رييس اين شورا اعلام كرد كه شريعت اسلامي مبناي قانونگذاري در ليبي خواهد بود. از طرف ديگر قذافي مرده است اما بسياري از وفاداران به وي كه تا دندان مسلح هستند ممكن است دست به اقدامات خصمانه بزنند و ممكن است اين افراد با دستاويز قرار دادن اختلافات قبيله اي، تنش را در ليبي گسترش دهند. **خواست غرب: سكولاريسم و ليبرال دموكراسي در ليبي مجله پولتيكو نيز در تحليلي به مردم ليبي اعلام مي دارد كه اكنون بخش سخت كار آنها آغاز شده است و در اين شرايط بايد با سخت ترين مشكلات روبرو شوند. اين نشريه تاكيد دارد اگرچه از مدت ها قبل سقوط قذافي آشكار شده بود اكنون بايد آينده ليبي را شكل داد. پرسش اين است كه آيا تغييرات انقلابي خواهد بود يا تدريجي؟ و به چه سمتي خواهد بود؟ اين نشريه غربي با بيان اينكه ليبي جامعه اي مسلح است كه در آن خلاء امنيت به چشم مي خورد تاكيد كرد كه كشورهاي غربي پيش از مرگ قذافي، شوراي انتقالي در ليبي را به رسميت شناختند و كمك هاي متعددي را از مالي تا نظامي به مخالفان ارائه كردند. اين نشريه توصيه مي كند اكنون بايد كمك هاي غرب بسيار هوشمندانه باشد و حتي تغيير شكل بدهد زيرا هر گونه دخالت مستيقيم در ليبي ممكن است به تحريك و واكنش شديد ليبيايي ها منجر شود. 'تغييرات در ليبي به زمان زيادي نياز دارد و تنها به انتخابات ختم نمي شود بلكه در ساخت جامعه اي جديد، موسسات و فرهنگ سياسي اين كشور ادامه خواهد داشت.' اين مقاله به غرب توصيه مي كند با واقع گرايي بايد كاري كرد كه ليبي به سمت جامعه اي سكولار و ليبرال دموكراسي حركت كند. ليبي جامعه اي به شدت سنتي است كه در آن مذهب نقش اساسي دارد. بايد شريعت نقش آفرين باشد اما مي بايست آن را به گونه اي جا انداخت كه تنها منبع قانون باشد و به دخالت جدي در مسائل جامعه نپردازد. **خشنودي اروپا از مرگ قذافي وزير امور خارجه سوييس نيز در گفت وگو با سايت 'سوييس اينفو' اعلام كرد كه سوييس مي تواند در روند دموكراسي و خلع سلاح به ليبي كمك كند وي گفت كه سوييس مي تواند حدود 300 ميليون دلار از اموال بلوكه شده ليبي كه عمدتا به شركت هاي دولتي اختصاص دارد را به زودي آزاد كرده و به اين كشور تحويل دهد. پيش از اين نيز دولت سوييس بخش ديگري از پول هاي ليبي را آزاد كرد و در اختيار شوراي انتقالي قرار داد. رييس پارلمان اروپا نيز مرگ قذافي را پايان استبداد عنوان كرد. 'جري بوزك' بابيان اينكه به زودي از ليبي ديدن مي كند اظهار داشت: خوشحالم كه از كشوري كه پس از 40 سال به طور كامل از چنگال يك ديكتاتور آزاد شد ديدن مي كنم. اكنون ليبي مي تواند وضعيت را عوض كند. در همين حال باراك اوباما نيز پيروزي انقلاب ليبي را حاصل تلاش ها و سياست خارجي دولتش عنوان كرد و در دفاع از سياست خارجي خود اقدامات ناتو در حملات هوايي به ليبي را تاييد كرد. وي اين اقدامات را در راستاي حمايت از مردم ليبي دانست كه در نهايت منجر به پيروزي انقلاب در ليبي و مرگ قذافي عنوان كرد. واشنگتن پست نيز در مقاله اي نوشت: انقلاب هاي عربي سال 2011 سومين ديكتاتور را هم گرفت. گرچه بن علي تونسي به عربستان گريخت، مبارك در مصر به دادگاه رفت اما سرنگوني و مرگ قذافي، آن هم در شهر خودش را بايد به گونه اي ديگر تفسير كرد. اين روزنامه مرگ قذافي را بهترين فرصت ليبي براي كسب دموكراسي پس از 42 سال ديكتاتوري عنوان كرد زيرا آخرين ديكتاتوري بود كه از بسياري جهات با پيشينيانش متفاوت