تيترآنلاين 3 دی 1390 ساعت 15:59 http://titronline.ir/vdcg.y9wrak9u3pr4a.html?3796 -------------------------------------------------- عنوان : مملکت با «بله قربان گويي» اداره نمي شود کورش شجاعي -------------------------------------------------- دلايل گوناگون متاسفانه رويه «بله قربان گويي» و روحيه «بله قربان» شنوي براي بعضي در جامعه تبديل به عادت شده و گويي قبح اين رذيله ديگر به چشمشان نمي آيد و اين زنگ خطري است که بايد هرچه زودتر شنيده شود متن : مملکت با «بله قربان» اداره نمي شود چه برسد به اين که توقع داشته باشيم گام هاي بلند براي توليد علم و انديشه و پيشرفت و توسعه کشور برداشته شود، نه تنها مملکت بلکه يک وزارت خانه، نهاد، سازمان، کارخانه، اداره و حتي يک خانواده با بله قربان گويي به جايي نمي رسد و قدرمسلم وزير و وکيل و مسئول و مدير بله قربان گو، گره قابلي از ملک و مملکت نمي تواند بگشايد. تبعات گسترش بليه «بله قربان گويي» اولين تاثير منفي بله قربان گويي، ايجاد محدوديت براي زايش و رويش فکر و انديشه و به حاشيه کشاندن توليدات فکري جديد در عرصه هاي گوناگون است و قدرمسلم وقتي که براي توليد فکر و انديشه محدوديت ايجاد شود هم به تدريج افراد احساس موثر بودن خود را از دست مي دهند، هم کارها بر محور روزمرگي انجام مي شود، هم پويايي که لازمه بالندگي فرد و جامعه است، ذبح مي شود، هم تلاش براي کسب علم و شناخت و دانايي رنگ مي بازد و هم توليد کنندگان و صاحبان فکر و علم ديگر کشورها براي مملکت به الگو و بلکه «تابو»يي تبديل مي شوند که گويي چاره اي جز پيروي و الگوگيري از آنان براي اداره کشور و رسيدن به توسعه و پيشرفت وجود ندارد و هم ... بي گمان اگر در سلسله و راس مديريت يک وزارت خانه، نهاد، سازمان و اداره اي فردي قرار گيرد که هر چند در ظاهر خود را به لوازم و ضرورت هاي مديريت کارآمد و موثر مقيد و باورمند نشان دهد اما در اصل و باطن باورمند و عامل به اصول و مباني اساسي مديريت از جمله «مشورت کردن»، ايجاد بستر رشد افراد، تعامل و تضارب افکار، شناخت سليقه هاي گوناگون، ايجاد بستر ايده پردازي و توليد فکر و انديشه و روش ها و راهکاري نوين و ... نباشد در چنين حالتي استعدادها کشف و شکوفا نمي شود و قطعا سازمان و مجموعه تحت مديريت اين افراد و خروجي چنين مجموعه اي از طراحي و اجرا و ساماندهي امور متناسب با نياز کشور و حرکت در مسير رشد و توسعه و بالندگي باز مي ماند و به دام روزمرگي دچار مي آيد. و اين يعني ذبح استعدادها و عقيم کردن انديشه ها و ايده هاي نو و تعطيلي تضارب آرا و هدر دادن سرمايه هاي مادي و معنوي کشور. - ياس و نااميدي از ديگر تبعات بليه بله قربان گويي است، وقتي که مديريت بر لوازم و ضرورت هاي اساسي مبتني نباشد و دائما قرار باشد مجموعه تنها بر مدار يک نگاه، و يک تصور بسته، جزم گرا و خودمحور اداره شود افراد زيرمجموعه دچار سرخوردگي و ياس و نااميدي مي شوند و ديگر نشاني از حرکت رو به جلو و بالندگي به چشم نخواهد خورد. - از ديگر تبعات بله قربان گويي از بين رفتن قبح و زشتي اين رفتار نامبارک و تبديل شدن آن به عادت و تسري آن در جامعه است و تصور کنيد که اگر روحيه بله قربان گويي در جامعه اي رواج يابد چه بلايي که بر سر آن جامعه نمي آيد. - آلوده شدن به رذيله بسيار ناپسند چاپلوسي و تملق که بي ترديد درهم شکننده عزت نفس و کرامت انسان است از ديگر تبعات بله قربان گويي است. آيا براي آدم چاپلوس متملق بله قربان گو مي توان عزت و کرامتي متصور شد؟ - به حاشيه رفتن انسان هاي آزاده که منش نخبگي و شخصيتي آنان نسبتي با تملق و چاپلوسي و بادمجان دورقاب چيني، لابي کردن با اين و آن ندارند، در مقابل حرف هاي زور و بي منطق سر تسليم فرود نمي آورند و تن به بله قربان گويي نمي دهند، از ديگر تبعات بسيار منفي بليه بله قربان گويي است. - محروم شدن جامعه از اثرگذاري انسان هاي آزاده و اهل منطق که هم در مقابل حرف حساب و مسائل و ايده هاي علمي و منطقي تسليم هستند و هم مي توانند با شيوه هاي نوين جان تازه اي به کالبد جامعه در عرصه هاي مختلف بدهند از ديگر تبعات بله قربان گويي است. - و صد البته در چنين حالتي عرصه بر کم قابليت هاي متملق و چاپلوس و بله قربان گو فراخ مي شود و چنين افرادي بي آن که قابليت و شايستگي هاي لازم را داشته باشند در بدنه و راس قرار مي گيرند که اين خود علاوه بر ذبح شايسته سالاري، ده و صدها مفسده و تبعات منفي به دنبال خواهد داشت. - بله قربان گويي علاوه بر اين که به تدريج خود فرد را به اين کار عادت مي دهد باعث مي شود که بر شنونده چنين عبارت هايي مشتبه شود و علاوه بر اين که خود را شايسته چنين مسائلي بپندارد موجب مي شود که اين مسئله کم کم به يک خواست و مطالبه تبديل شود و فرد از همگان انتظار شنيدن تملق و بله قربان گويي داشته باشد. - دائما مهر صحت بر تمامي کارهاي مسئول و مدير و بله قربان گفتن به او باعث مي شود عرصه نقد و نقادي و حتي اظهارنظرها نيز هر روز تنگ تر شود و معلوم است هر کاري که به محک نقد در نيايد نه ايرادهايش رفع مي شود و نه به بالندگي مي رسد و زمينه استبداد و خودرايي نيز هر روز مهياتر مي شود. شيفتگان شنيدن «بله قربان» معمولا افراد به دلايل گوناگون و با وجود زمينه هاي شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي ، ابتدا علاقه مند و کم کم شيفته شنيدن «بله قربان» مي شوند. به نظر مي رسد اولين عامل ابتلا به اين بليه، ضعف در اعتقادات و باورهاي ديني باشد چرا که اگر باورهاي ديني در افراد نهادينه شده باشد و از ظواهر به باطن باورها و رفتار ديني رسيده باشند حتما اين مهم را درک مي کنند که چنين روحيه هايي نه با شأن و کرامت انسان همخواني دارد، نه با معيارهاي جامعه اسلامي نسبتي دارد و نه هيچ عقل سليم و انسان آزاده اي چنين امري را قابل پذيرش مي داند. معمولا آدم هايي که دچار عقده ها، سرخوردگي ها، ضعف شخصيتي، خود بزرگ بيني، خود حق پنداري، تماميت خواهي و ... هستند و روحيه خودرايي و استبداد در آنها قوت دارد طالب شنيدن و بلکه شيفته شنيدن «بله قربان» از ديگران هستند، و گاه کار به جايي مي رسد که چنين افرادي بله قرباني گويي در مقابل خود را وظيفه همگان مي دانند. اين افراد مغرور و متکبر معمولا در هيچ زمينه اي نمي خواهند و نمي توانند کسي را از خود بالاتر و بهتر ببينند، اشتباهات، نقص ها و عيب هاي خود را يا نمي بينند يا بسيار کوچک مي شمارند، و نقص ها و عيب و ايرادها و اشتباهات ديگران را بسيار بزرگ و نابخشودني مي دانند. اين قبيل آدم ها معمولا از علم و دانش بالا برخوردار نيستند يا دانش آنان، برايشان حجاب شده است. اخلاق نيز در چشم اين آدم ها يا جايگاه چنداني ندارد يا نگاه به آن نگاهي ابزاري بيش نيست. اين گونه افراد معمولا از توانمندي هاي قابل قبولي برخوردار نيستند چرا که اگر شخصي قابليت ها و توانمندي هاي ويژه اي داشته باشد دير يا زود توانمندي هايش به جامعه اثبات مي شود. پر واضح است که اين افراد از برخورداري از نخبگي به معناي واقعي و نبوغ نيز محروم هستند.در چشم اين آدم ها نوآوري و ابتکار جايگاهي ندارد. اين گونه افراد معمولا با نگاه، گفتار و رفتار خود نيز به طور رسمي و غيررسمي افراد را مورد تحقير قرار مي دهند هرچند به ظاهر بخواهند اين روحيه را در پشت مسائلي مخفي و پنهان نگاه دارند و اساسا به افراد نگاه ابزاري دارند. وابستگي به پست و ميز و رياست نيز از جمله ضعف هاي چنين افرادي است. «بله قربان گوها» بروز و ظهور رفتار چاپلوسانه و تملق گرايانه و بله قربان گويي در افراد عوامل مختلفي دارد. مهم ترين مسئله اين که چنين افرادي دچار ضعف باورهاي ديني و اعتقادي هستند و قدرت مطلق و ابدي و ازلي حضرت حق را نتوانسته اند يا نخواسته اند درک کنند و به جاي چنگ زدن به ريسمان مستحکم الهي، مقهور مسائل و قدرت هاي صوري و مادي و اين دنيايي افراد شده اند. اين آدم ها عزت و کرامت نفس خود را درک نمي کنند و قدر و منزلت انساني خود را پاس نمي دارند و متاع بي بديل شخصيت و کرامت انساني خود را به ثمن بخس به حراج گذاشته اند. چنين آدم هايي نه تنها نتوانسته و نخواسته اند که جايگاه خود را در هستي بشناسند بلکه حتي مراقب رعايت جايگاه اجتماعي خود در جامعه نبوده اند. - اين گونه آدم ها به جاي تلاش براي دانش افزايي و بالابردن توانمندي هاي خود، تلاش خود را مصروف تسليم و تمکين بي چون و چراي بالادستي هاي خود، چاپلوسي و تملق از آنان و بله قربان گويي کرده اند. خود کم بيني و حقارت نيز از ديگر مشکلات اين افراد است و چقدر بايد ترسيد و گريخت از شر چنين آدم هايي، آدم هايي که چنين خود را کوچک و حقير کرده اند علاوه بر اين که براي خود شر و خسران ايجاد مي کنند قدر مسلم شر بسياري براي جامعه دارند. اين آدم هاي بي همت و بي جربزه و فاقد استقلال راي، نه تنها از توان و ظرفيت قابل توجهي برخوردار نيستند و دائم در حال در جازدن و سقوط به قهقرا، طالب اين هستند که ديگران نيز مثل او باشند و علاوه بر آن آتش حسد نسبت به ديگران نيز هميشه در درون بيمارشان شعله مي کشد. اين آدم ها نه تنها گاه بر همکاران خود تاثير سوء مي گذارند بلکه متاسفانه چنين روحيه پلشت و زبوني را در خانواده و در ميان فرزندان خود ترويج مي کنند. در مذمت «بله قربان گويي» مي توان کتاب ها نوشت و اين رذيله را از منظرهاي متفاوت روان شناختي، روحي، رفتاري ، انسان شناسي وجامعه شناسي، فرهنگي، سياسي و ... مورد نقد جدي قرارداد اما در حد اين وجيزه و مقال مي توان گفت به دلايل گوناگون متاسفانه رويه «بله قربان گويي» و روحيه «بله قربان» شنوي براي بعضي در جامعه تبديل به عادت شده و گويي قبح اين رذيله ديگر به چشمشان نمي آيد و اين زنگ خطري است که بايد هرچه زودتر شنيده شود و در همه سطوح جلوي گسترش سرطاني آن گرفته