تيترآنلاين 14 آذر 1390 ساعت 19:56 http://titronline.ir/vdce.f8xbjh8pf9bij.html?3677 -------------------------------------------------- عنوان : بازار با دستور پيش نمي رود دکتر شاهين شايان‌آرانی -------------------------------------------------- سرمايه‌ها به جاي آنكه روانه بانك‌ها و توليد و ساخت‌و‌ساز سرازير شوند به سكه و ارز تبديل و در خانه‌ها نگه داشته مي‌شوند متن : رييس كل بانك مركزي با اذعان به حبابي بودن افزايش قيمت طلا و ارز اعلام كرد كه دستور داده طي يكي، دو روز قيمت سكه طلا 70، 80هزار تومان و قيمت نرخ دلار 20تومان كاهش يابد. بحث اينكه بانك مركزي بايد نرخ ارز را كنترل كند از كليدي ترين، اصلي ترين و مهم ترين مباحث مربوط به بانك مركزي است.معمولا بانك مركزي ها اين كار را در قالب سياست ها و مصوبات محرمانه يا بعضا غيرمحرمانه انجام مي دهند تا بتوانند با مهار و كنترل ابزارهاي لازم نرخ برابري ارز را مهار كنند. درخصوص سكه نيز بايد يادآور شد كه ورود به اين بازار، از وظايف اصلي و تكليف بانك مركزي نيست اما در حال حاضر بازار سكه نيز تا حدودي بر بازار ارز اثر متقابل دارد.از اين رو بانك مركزي تصميم گرفته تا بازار، چه بازار ارز كه نقش اصلي در آن دارد و چه بازار سكه كه در آن نقش فرعي دارد را كنترل كند.اما سخن راندن از دستوردهي به بازار پذيرفته نيست زيرا مباني استوار اقتصادي ندارد. رييس بانك مركزي مي تواند اعلام كند كه قيمت ها را كنترل و مهار مي كنند. بانك مركزي بايد حداكثر توان براي مهار و كنترل بازار سكه و ارز را به كار گيرد اما دادن عدد و رقم آن هم در قالب دستور، اقدامي غيركارشناسي است.در حال حاضر، متاسفانه عده اي سودجو مانع از اين مي شوند كه نرخ ارز و سكه واقعي شود و براي همين نيز نرخ ها حباب گونه بالا مي رود.البته تحريم ها نيز در اين ميان بي تاثير نيست. نقدينگي سرگردان نيز عامل ديگر بالا رفتن نرخ سكه و ارز است. از آن سو محدوديت هاي سپرده گذاري و نرخ پايين سپرده نيز سبب شده تا مردم به سمت خريد سكه و دلار تمايل بيشتري پيدا كنند. بايد نرخ سود بانكي را افزايش داد تا سپرده ها به سوي بانك ها سوق پيدا كنند. در حال حاضر نقدينگي ها به سمت خريد ارز مي رود آن هم خريدي كه در خانه نگه داشته مي شود كه اين به ضرر اقتصاد كشور است.ارز را بايد كساني بخرند كه مصرف جاري دارند نه آنان كه مي خواهند از اين طريق سرمايه گذاري كنند. سوددهي كم و محدود نظام بانكي، همچنين افزايش حباب گونه بازار سهام، سيستم اقتصادي ما را با اين چالش مواجه كرده است.سرمايه ها به جاي آنكه روانه بانك ها و توليد و ساخت و ساز سرازير شوند به سكه و ارز تبديل و در خانه ها نگه داشته مي شوند. مردم بايد بتوانند اوراق بانكي را با نرخ مناسب بخرند و به سمت كارهاي صنعتي و توليدي سوق داده شوند اما زماني كه نرخ سود بانكي پايين نگه داشته مي شود، آنها نيز مشاركت كمتري مي كنند.