تيترآنلاين 29 آبان 1390 ساعت 12:47 http://titronline.ir/vdcc.eq1a2bqpmla82.html?3567 -------------------------------------------------- عنوان : آقاي بهمني؛ اين حنا ديگر رنگ ندارد! آرين رضايي -------------------------------------------------- رييس کل بانک مرکزي راه اشتباهي در پيش گرفته، نه به اين معنا که تغيير معاون ارزي اش درست نبوده است بلکه به اين مفهوم که هدف را گم کرده است متن : خبر کوتاه است و پرمعنا و چالش برانگيز. محمود بهمني رييس کل بانک مرکزي پس از گذشت 4 ماه معاون ارزي خود را برکنار کرد بدون يک کلمه تشکر و در چند کلمه فرمان مديريت بازار ارز را به يک خانم داد که در سابقه اش مديريت امور بين الملل بانک مرکزي ديده شود و ديگر هيچ. در 6 سال اخير اين چهارمين تغيير در مديريت ارزي بانک مرکزي است و پس از محمد جعفر مجرد که به حکم محسن نوربخش سالها سکاندار ارزي بود، 10 آذر 1386 طهماسب مظاهري او را برداشت و رضا راعي مديرعامل وقت بانک تجارت را منصوب کرد تا بازار ارز را مديريت کند.سوم مرداد 88 محمود بهمني ، حميد برهاني، مديرعامل وقت بانک صادرات ايران را معاون ارزي خود کرد تا 21 تيرماه 1390 که تلاطم شديد در بازار ارز باعث شد تا بهمني گرفتار در باتلاق بازار ارز و سکه سراغ سيد کمال سيد علي، مدير سابق اداره صادرات بانک مرکزي رفت بلکه تجربه او به کارش آيد. سيد علي در مدت کوتاه به نظر راه اشتباه نشان داد و خواسته يا ناخواسته به راهي رفت که نبايد مي رفت.نتيجه سياستهايش چند نرخي شدن نرخ ارز بود و بي اثر شدن اقداماتي که انجام شده بود. حالا بهمني، صندلي معاون ارزي بانک مرکزي را براي نخستين بار در تاريخ به يک خانم سپرده است.آيا اين تغيير مديريت به معناي تغيير سياستهاي ارزي است؟ به نظر، رييس کل بانک مرکزي راه اشتباهي در پيش گرفته، نه به اين معنا که تغيير معاون ارزي اش درست نبوده است بلکه به اين مفهوم که هدف را گم کرده است. افتادن در باتلاق چند نرخي ارز يعني دامن زدن به فساد ارزي و رانت زايي. صادقانه بايد پذيرفت که عنان بازار ارز از دست بانک مرکزي خارج شده است و بازگشت به وضعيت مطلوب به سادگي ممکن نيست چه اينکه هدف مطلوب و واحدي در دست نيست. از يک سو وزير اقتصاد از کاهش نرخ ارز دفاع مي کند و فشار مي آورد که بانک مرکزي چاره انديشي کند، از يک سو وزير صنعت، معدن و تجارت انتقاد دارد که بايد نرخ ارز را پايين نياورد تا توليد داخلي نفس کشد و رييس کل بانک مرکزي بر قيمت مطلوب و منطقي تاکيد دارد و تلاش اش اين است که شکاف قيمت ارز در بازار آزاد و رسمي را کاهش دهد. و اين تازه يک روي سکه است و کمتر کسي سراغ مي گيرد که انفجار تقاضاي غيرواقعي براي ارز و سکه طلا ناشي از چيست و اعضاي شوراي پول و اعتبار را انگار که هيچ مسووليتي نيست در قبال اين به هم ريختگي. آيا آقايان عضو شوراي پول و اعتبار نسبت به خروج سپرده هاي بانکي و ورود آن به بازارهاي نقد شونده و پر ريسک ارز و طلا هيچ تحليلي ندارند؟ آيا لجبازي کردن و اصرار بر سياستهاي پولي ايجاد کننده نقدينگي به نفع فعاليتهاي سوداگرايانه و نه توليدگرايانه راه نجات از باتلاق ارزي است؟ افزون بر اين سوق دادن افکار عمومي و برهم زدن تمرکز اقتصادي مردم به سمت بازارهاي ارز و سکه در سال جهاد اقتصادي به مصلحت نزديک است؟ کوتاه سخن اينکه بايد دولت و بانک مرکزي به بازي در زمين ارز پايان دهند و راه خروج اين است که به منطق اقتصاد تن دهند تا اقتدار دولت. گويند در اقتصاد، شاخصهاي اقتصادي بهترين دماسنج هستند و در تورم نشان از بالارفتن تب اقتصاد است که تشنج در بازار ارز را تشديد کرده است هرچند ريشه يابي علت تشنج ارزي خيلي پيچيدگي نمي خواهد. وضعيت کنوني بازار ارز تنها به نفع سوداگران و به زيان اقتصاد ايران در يک کلام است و سود تشنج ارزي به جيب دارندگان اطلاعات نهايي مي رسد.پيشنهاد مي شود محمود بهمني و شمس الدين حسيني و ديگر اعضاي شوراي پول و اعتبار يک بارديگر بر سر مزار محسن نوربخش حاضر شوند و با قرائت فاتحه اي ، آموزه هاي اقتصادي او را مطالعه کنند. آقاي بهمني قبول کنيد اين سياستهاي ارزي و تغيير مديريتها، حنايي است که ديگر رنگ ندارد. چه اينکه شکل گيري مافياي ارزي يعني، سياست بر اقتصاد غلبه کرده